مهرجان ايراني - استفتاء الايرانيين ولا لنظام ولاية الفقيه برمته ونعم للاسقاط

الاحد 18 يونيه 2017   12:51:00 ص - عدد القراء 116

مهرجان ايراني - استفتاء الايرانيين ولا لنظام ولاية الفقيه برمته ونعم للاسقاط



المحامي عبد المجيد محمد abl.majeed.m@gmail.com



روز اول ژوئيه 2017 گردهمآيي سالانه مقاومت ايران در ويلپنت پاريس برگزار خواهد شد. در اين گردهمآيي به سياق هر سال رخدادهاي يكساله مقاومت جمع زده مي شود و مسير يك سالي كه در پيش رو است مشخص مي گردد. سخنران اصلي اين گردهمآيي خانم مريم رجوي، رئيس جمهور برگزيده شوراي ملي مقاومت، است. بدنبال آن مقامات و شخصيت هاي سياسي، حقوقي، فرهنگي، پارلماني و... از كشورهاي مختلف سخنراني مي كنند. سخنرانان از 5 قاره جهان گرد مي آيند. آنها بدون اينكه شناختي از يكديگر داشته باشند عموما با يك تم و با يك لحن نزديك بهم صحبت مي كنند. جوهر و فشرده صحبت همه سخنرانان كه با استقبال گرم و پر شور حاضران همراه مي شود، حمايت از خانم مريم رجوي و منشور ده ماده اي ايشان براي ايران آزاد و آباد پس از سرنگوني رژيم آخوندها است.



در جمعبندي سالانه مقاومت ايران روي نكات محوري و كليدي انگشت گذاشته مي شود. بعنوان مثال سال گذشته خط كار نيروهاي مقاومت در داخل ايران اينطور مشخص شد كه بايد «جنبش دادخواهي قتل عام شدگان و محاكمه همه دست اندركاران» را در كانون توجهات و فعاليت هاي خود قرار دهند. اين خط كار در بادي امر سؤالاتي را به ذهن متبادر مي كرد كه در كشوري كه زير سلطه ديكتاتوري ولايت فقيه و سركوب افسارگسيخته است مگر مي شود چنين كاري را به انجام رساند؟ ولي ديري نپاييد كه حقانيت و درستي اين خط كار در عمل اثبات شد؛ بنحويكه حتي از داخل زندانها نيز به اين جنبش پاسخ مثبت داده شد. http://bit.ly/2gms0dB



گردهمآيي امسال مقاومت ايران در شرايطي بسيار متفاوت با سالهاي گذشته برگزار مي شود كه باجمال به برخي از تفاوتها مي توان اشاره كرد:



يكم. گسترش جنبش دادخواهي در ايران



الف. اخيرا رسانه‌های حکومتی اعتراف می‌کنند که اعدامهای دهه 80 و بطور خاص قتل عام تابستان سال 1988، نه تنها در جامعه بلکه در درون خود رژیم نيز به یک موضوع جدی تبدیل شده است. این رسانه‌ها می‌نویسند این موضوع به دست دشمنان رژيم بهانه داده است تا از اعدامها به‌عنوان سابقه سیاه و لکه ننگ حقوق‌بشری یاد کنند و با تخریب امام در نهایت اصل و ریشه ایدئولوژی جمهوری اسلامی را هدف قرار دهند. اما؛ آنچه در رسانه‌ها منعكس مي شود بازتاب نگرانی و وحشت ولی‌فقیه است و بسيار واضح و روشن است كه نگرانی اصلی از جانب خامنه‌ای است. او بهتر از همه درک می‌کند که رژيمش با چه تهدیدی متوجه است. كما اينكه خامنه‌ای روز 4 ژوئن امسالبر سر قبر خمینی گفت كه دهه 80، یعنی دهه اعدامهای جمعی و قتل‌عام هزاران زندانی سیاسی، دهه مظلومی است. جای جلاد و شهید نبايد عوض نشود.کلمه «جلاد» كه بر زبان خامنه‌ای جاری شد؛ واژه‌یی است که مقاومت ایران در کارزار تحریم انتخابات قلابی رياست جمهوري، با شعار «نه جلاد، نه شیاد، رأی من سرنگونی است» آن را سراسری کرد. با همین شعار، مهندسی خامنه‌ای برای نمایش انتخابات بهم خورد و کاندیدای مطلوب او يعني آخوند رئیسی كه بين ايرانيان به جلاد قتل‌عام معروف شده به کارت سوخته‌یی تبدیل گرديد. يعني جنبش دادخواهی آن‌چنان در جامعه ايران ریشه دوانده که خامنه‌ای را ناگزیر به موضعگيري كردو قبل از او روحانی چند روز مانده به برگزاری انتخابات، روی موج نفرت عمومی سوار شد و در همدان گفت« مردم کسانی که 38سال کاری جز اعدام و زندان نداشتند نمی‌خواهند»؛ و اين اشاره مستقيم به آخوند رئيسي است كه طي 38 سال در قضاييه رژيم آخوندي بوده است.

ب. روز جمعه 9 ژوئن نيز تقريبا همه امام جمعه هاي رژيم در نماز جمعه از مجاهدين و نقش آنها در تخريب رئيسي سخن گفتند. از جمله آخوند احمد میرعمادی در نماز جمعه خرم‌آباد مركز استان لرستانگفت: «ما نباید اجازه دهیم مجاهدین وارد کشورمان شوند... بعد از 30سال عده‌یی به‌دنبال تطهیر آنها هستند». (سایت حکومتی مرور نیوز 9 ژوئن).

البته؛ این حرفها و موضع گيريها مشتی از خروار است و بیانگر تعادل قوای جدیدی میان رژیم با مردم و مقاومت مردم ایران است.



دوم. انتقال همه مجاهدين مقيم عراق به آلباني



تا وقتي كه مجاهدين در عراق بودند خامنه اي تعادل داخل و بيرون رژيمش را با هدف قراردادن ساكنان اشرف و كمپ ليبرتي حفظ مي كرد. بنحوي كه هر وقت در بن بست بحرانهاي داخلي قرار مي گرفت با اعزام مزدوران به اشرف و بعداً حمله موشكي به كمپ ليبرتي سرپوشي بر بحرانهاي لاعلاج داخلي اش مي گذاشت. از جمله در انتخابات سال 2013 بعد از اينكه آخوند حسن روحاني از صندوق هاي رأي بيرون كشيده شد خامنه اي براي حفظ تعادل رژيمش ساعت 1330 روز 15 ژوئن 2013 و همزمان با اعلام نتيجه انتخابات كمپ ليبرتي را مورد حمله موشكي قرار داد. در 29 اكتبر 2015 نيز وضعيت همينطور بود. چون تضادهاي دروني رژيم تشديد شده و بحران كشته هاي رژيم در جنگ نامشروع سوريه گريبانگيرش شده بود براي برون رفت موقتي از اين بحران؛ كمپ ليبرتي را با دهها موشك تقويت شده مورد حمله قرار داد كه منجر به شهادت 24 نفر از ساكنان و بيش از ده ميليون دلار خسارت گرديد. 



اما اينك با انتقال موفقيت آميز همه ساكنان ليبرتي به آلباني رژيم اين فرصت را از دست داده و بعكس اپوزيسيون اين رژيم در آلباني تقويت شده و تعادل به نفع مجاهدين و مقاومت ايران چرخيده است و رژيم است كه هر روز ضربه اي از جانب مقاومت ايران دريافت مي كند و اين وضعيت برايش بسيار خرد كننده و غيرقابل تحمل است.



سوم. اعلام آتش به اختيار توسط خامنه اي



روز چهارشنبه ۱۷ خرداد (۷ ژوئن) خامنه‌ای در دیدار با دانشجویان دستچين شده سخنانی را ایراد کرد.خامنه‌ای تنها چند ساعت پس از دو حمله مسلحانه به مجلس آخوندها و قبر خمینی بهجایهرگونهموضع‌گیریویاتسلیت‌گوییبهخانواده‌های قربانیان، ترجیح داد مسائل فرهنگی و حمله به دولت را در اولویت قرار دهد و فرمان «آتش به اختیار» صادر کند. وي گفت «شما افسرهای جنگ نرمید، آنجایی که احساس میکنید دستگاه مرکزی اختلالی دارد و نمیتواند درست مدیریّت کند، آنجا آتش‌به‌اختیارید؛ یعنی باید خودتان تصمیم بگیرید، فکر کنید، پیدا کنید،حرکت کنید، اقدام کنید».



اين سخنان پيآمدهايي را در درون رژيم بهمراه داشت. از جمله علی مطهری نایب رئیس مجلس در واکنش به دستور خامنه اي در مورد آتش به اختیار گفت آتش به اختیار دوطرفه است مثلاً اگر آزادی بیان مخدوش شد، در اینجا دانشجویان و بلکه سایر اقشار مردم آتش به اختیارند چون مسئولان به وظیفه خود عمل نکرده‌اند.



روزنامه حکومتی جوان وابسته به بسیج نيز در مطلبی تحت عنوان ”چه شد به «آتش به اختیار» رسیدیم؟“ ضمن مورد حمله قرار دادن دولت آخوند روحانی، با زبان تهدید نوشت: «نیروی آتش به اختیار دوست ندارید؟ راه‌حل ساده است: دچار اختلال نباشید؛ وظایفتان را انجام دهید تا پای آتش به اختیار وسط نیاید».



اين فرمان علني خامنه اي سیگنال و نشانه‌ای به عوامل باند خودش میدهد تا میدان فراخ تری برای هجوم به عرصه عمومی در اختیار داشته باشند. به عبارت ديگر فرمان علنی خامنه اي به هوادارانش برای سرکشی در مقابل نهادهای قانونی و رسمی کشور مي باشد.



يك تحليلگر ايراني در مصاحبه با دٌرّتی وی  بتاريخ 8 ژوئنمي گويدفرمان آتش به اختیار به بسیجیان نشانه به بن بست رسیدن رژيم است.اینكه خامنه اي بعنوان فرمانده كل قوا فرمان آتش به اختیار مي دهد بسیار خطرناك است و نشان میدهد كه درون این رژيم چقدر متلاطم است؛مگر میشود در قاموس نظامی، اجتماعی و فرهنگی فرمان آتش به اختیار داد؟...



فزون بر محورهاي بالا؛ مؤلفه هاي ديگري هم هستند كه مي توان مورد بررسي قرار داد. اجمالاً اينكه گردهمآيي امسال ايرانيان در ويپلنت پاريس معنا و مفهوم ديگري دارد. اين معنا را ولي فقيه رژيم تهران بسيار بهتر از ديگران فهم مي كند. چون او مي داند كه اين گردهمآيي يك رفراندوم بر عليه تماميت جمهوري اسلامي ايران است و هر نفري كه در اين تجمع سالانه حضور مي يابد هزار نفر در داخل ايران را نمايندگي مي كند كه نمي توانند اجتماع آزاد داشته باشند و خواسته هاي خود را فرياد كنند. گردهمآيي پاريس نه به تماميت رژيم ولايت فقيه و آري به سرنگوني آن است.



المحامي عبد المجيد محمد     abl.majeed.m@gmail.com



سيقام في الأول من يوليو 2017 التجمع السنوي العام للمقاومة الايرانية في فيلبنت بباريس. وفي هذا المؤتمر وحسب السياق المعمول به في كل سنة يتم تسليط الضوء على أحداث شهدتها المقاومة خلال عام والطريق الذي ستسلكه في العام المقبل. المتكلم الرئيسي في التجمع هي السيدة مريم رجوي، رئيسة الجمهورية المنتخبة من قبل المقاومة الايرانية. ثم يتكلم مسؤولون وشخصيات سياسية وحقوقية وثقافية وبرلمانية و... من دول مختلفة من 5 قارات العالم. المتكلمون بالرغم من عدم معرفتهم لبعضهم البعض يركزون بنبرة واحدة على شيء واحد. ان جوهر وخلاصة كلمات المتكلمين التي ستلقى ترحابا من قبل الحضور، هو دعم السيدة مريم رجوي ومشروعها بواقع 10 مواد لايران حرة وعامرة بعد اسقاط نظام الملالي.



كما سيتم التركيز في الاستنتاج السنوي للمقاومة الايرانية على نقاط محوريه وأساسية وعلى سبيل المثال، تم التحديد في العام الماضي سياسة قوات المقاومة داخل ايران أن تكون «اطلاق حركة المقاضاة من أجل الشهداء ومحاكمة كل المتورطين فيها» حيث كانت محور نشاطات أنصار المقاومة. فهذا البرنامج يثير سؤالا في بادئ الأمر في الذهن هل يمكن في بلد رازح تحت نير ديكتاتورية ولاية الفقيه والقمع الجامح، تنفيذ هكذا عمل؟ ولكن لم يدم طويلا حتى ثبتت صحة هذا الخط بحيث قوبل بترحاب حتى من قبل المعتقلين في السجون والمعتقلات. http://bit.ly/2gms0dB



ان تجمع المقاومة الايرانية لهذا العام سيقام في ظروف مختلفة تماما مع السنوات الماضية حيث نلقي الضوء على بعض الفروقات:



أولا: توسع حركة المقاضاة في ايران




  1. بدأت وسائل الاعلام الحكومية تعترف مؤخرا بأن الاعدامات في الثمانينات وبشكل خاص مجزرة صيف 1988 قد تحولت الى موضوع خطير ليست في المجتمع وانما داخل النظام نفسه. وتكتب هذه المصادر أن هذا الأمر أعطى ذريعة لأعداء النظام لكي يصفوا الاعدامات كسجل أسود ووصمة عار لحقوق الانسان ويشوهون وجه الإمام لكي يستهدفوا في نهاية المطاف، أصل وجذر ايديولوجية الجمهورية الاسلامية. غير أن ما ينعكس في وسائل الاعلام هو الخوف والقلق الذي يساور الولي الفقيه ومن الواضح للغاية أن الخوف الرئيسي يأتي من خامنئي. انه أدرى من الكل بشأن التهديدات التي يواجهها نظامه. كما قال خامنئي يوم 4 حزيران الجاري في قبر خميني ان الثمانينات (أي عهد الاعدامات الجماعية ومجزرة آلاف السجناء السياسيين) هي عقد المظلومية. يجب أن لا يستبدل مكانة الشهيد بالجلاد. كلمة الجلاد التي يداولها لسان خامنئي هي كلمة روجتها المقاومة الايرانية بين عامة الناس في حملتها لمقاطعة مسرحية الانتخابات الرئاسية للنظام بشعار «لا للجلاد ولا للمخادع، صوتي هو اسقاط النظام». وبفعل هذا الشعار فشلت هندسة خامنئي لمسرحية الانتخابات وتحول مرشحه المفضل أي الملا رئيسي الذي عرف بين الايرانيين بالجلاد الى ورقة محروقة. وهذا يعني ان حركة المقاضاة قد امتدت جذورها داخل المجتمع الايراني الى حد حيث اضطر خامنئي الى اتخاذ موقف وقبله كان روحاني قد ركب موجة الكراهية الشعبية تجاه النظام وقال في تصريح قبيل اجراء الانتخابات «الناس لا يريدون اولئك الذين لم يفعلوا طيلة 38 عاما سوى الاعدام والسجن». وهذا كان اشارة مباشرة الى الملا رئيسي الذي عمل على طول38 عاما في قضاء نظام الملالي.

  2. يوم الجمعة 9 حزيران يكاد يكون كل أئمة الجمعة للنظام تحدثوا في صلوات الجمعة عن مجاهدي خلق ودورهم في الكشف عن هوية رئيسي. بينهم الملا أحمد مير عمادي في صلاة الجمعة في خرم آباد مركز محافظة لرستان حيث قال: «علينا ألا نسمح لمجاهدي خلق أن يدخلوا بلدنا... بعد 30 عاما هناك البعض يعملون على تطهيرهم». (موقع مرور نيوز الحكومي9 حزيران).



طبعا هذه التصريحات والمواقف غيض من فيض مما يبين توازنا جديدا في القوى بين النظام والشعب والمقاومة الايرانية.



ثانيا: نقل جميع مجاهدي خلق المقيمين في العراق الى آلبانيا



وعندما كان مجاهدو خلق في العراق، كان خامنئي يحتفظ بتعادل نظامه الداخلي والخارجي من خلال استهداف سكان أشرف ومخيم ليبرتي. وحيثما كان يواجه مأزقا في دوامات أزماته الداخلية، كان يرسل مرتزقته ليهجموا على أشرف وفي مرحلة أخرى كان يقصف مخيم ليبرتي بالصواريخ للتستر على أزماته الداخلية المستعصية. منها ما فعل في الانتخابات 2013 حيث قام خامنئي وبعد ما خرج حسن روحاني من صناديق الاقتراع بقصف ليبرتي في الساعة الواحدة والنصف من يوم 15 حزيران 2013 وتزامنا مع اعلان نتائج الانتخابات وذلك بهدف حفظ توازن نظامه. كما في 29 اكتوبر 2015 كان الوضع على نفس السياق لأن تناقضات النظام الداخلية طفت على السطح وأن أزمة قتلى النظام في حربه غير الشرعية في سوريا قد أخذت بتلابيبه ولذلك ومن آجل الخروج من هذه الأزمة، استهدف مخيم ليبرتي بعشرات الصواريخ المعززة مما أدى الى استشهاد 24 من السكان والحاق خسائر بقيمة أكثر من 10 ملايين من الدولارات.



ولكن الآن وبعد انتقال ناجح لجميع سكان ليبرتي من العراق الى ألبانيا، فقد النظام هذه الفرصة، بل بالعكس تعزز موقع معارضة النظام في ألبانيا وتحول توازن القوى لصالح مجاهدي خلق والمقاومة الايرانية والنظام يكاد يتلقى يوميا ضربات من المقاومة الايرانية وهذا الوضع هو موقف محرج للغاية لا يطيقه النظام. 



ثالثا: اعلان الرمي المفتوح من قبل خامنئي



يوم الأربعاء 7 حزيران ألقى خامنئي خلال استقباله طلاب منتقين كلمة. وبعد ساعات من هجومين مسلحين استهدفا برلمان الملالي وقبر خميني وبدلا من اتخاذ موقف أو تقديم العزاء لعوائل الضحايا، أعطى الأولوية لطرح قضايا ثقافية والهجوم على الحكومة وأصدر أمرا «بالرمي المفتوح». انه قال «انكم ضباط الحرب الناعمة، وحيثما تشعرون بأن الجهاز المركزي يواجه اختلالا ولا يستطيع ادارة صحيحة، فهنا أمامكم الرمي المفتوح، يعني قرروا أنفسكم، فكروا وطبقوا وتحركوا واعملوا».



وهذا التصريح، خلقت تداعيات داخل النظام. منها اتخذ نائب رئيس البرلمان علي مطهري موقفا مضادا على أمر خامنئي بشأن الرمي المفتوح و قال ان الرمي المفتوح هو من الجانبين وعلى سبيل المثال اذا تعرضت الحرية للمساس بها فهنا لدى الطلاب بل كل شرائح المجتمع فرصة الرمي المفتوح لأن المسؤولين لم يؤدوا واجبهم.



وفي المقابل نشرت صحيفة جوان الحكومية التابعة للبسيج مقالا تحت عنوان «ماذا حصل وصلنا الى ”الرمي المفتوح“؟هاجمت خلالها حكومة الملا روحاني وأكدت بلغة التهديد: «لو لا تحبون قوة الرمي المفتوح؟ فالحل بسيط: لا تكونوا مشوشين، قوموا بتنفيذ واجباتكم حتى لا يكون داعي للرمي المفتوح».



هذا الأمر العلني لخامنئي، يرسل اشارات وعلائم الى عناصر جناحه، لكي يكون لديهم ساحة مفتوحة لشن هجوم على المجال العام. وبعبارة أخرى فان الأمر العلني الصادر عن خامنئي لأنصاره، يأتي لقيامهم بالتمرد والعصيان مقابل المؤسسات القانونية والرسمية للبلاد.



وقال مفسر ايراني في مقابلة مع «درّ تي في» بتاريخ 8 حزيران ان الرمي المباشر للبسيج هو علامة تدل على وصول النظام الى طريق مسدود. وعندما يصدر خامنئي بصفته القائد العام للقوات المسلحة، أمرا بالرمي المفتوح، فهذا أمر خطير للغاية ما يدل على مدى اضطرابات النظام، هل يمكن في القاموس العسكري والاجتماعي والثقافي اصدار أمر بالرمي المفتوح؟...



اضافة الى المحاور أعلاه، هناك قضايا أخرى يمكن دراستها. وفي المجموع، يمكن القول ان التجمع السنوي للايرانيين في فيلبنت بباريس لهذا العام سيكون له مفهوم آخر. وهذا المعنى يدركه الولي الفقيه في طهران أفضل من الآخرين. لأنه يعلم ان التجمع هو استفتاء ضد الجمهورية الاسلامية الايرانية برمتها وكل شخص يحضر هذا المؤتمر السنوي، فهو يمثل ألف شخص داخل ايران حيث لا توجد اجتماعات حرة لكي ينادوا بطموحاتهم. ان تجمع باريس هو لا لنظام ولاية الفقيه برمته ونعم لاسقاطه.






تعليقات